خنده ام یادت می ماند؟

وقتی از من دور می شوی
آنقدر دور
که ساعتها بهم نمی رسند
و ستاره های آسمانمان یکی نمی شود
آنقدر دور
که دو صفر تو خالی پیش از شماره ات می آید
 آنوقت خنده ام یادت می ماند؟
می دانی کدام خنده را می گویم؟
همان خنده ای که حال مرا خوب می کند
یادت می آید
صدای خنده ام که بلند می شد
تو هم می خندیدی
صدای خنده ام که بلند می شد
انگار دیگر دیوار نبود
انگار سقف توری مشبکی بود
که هر ستاره از پس آن به چشمان  بسته یمان 
چشمک می زد
انگار مرتعش می شدیم از شادی بی دلیل
خنده ام یادت می ماند؟

/ 1 نظر / 7 بازدید
حامد

غمی پویا ،جانکاه و مشتاق و اینک اشکها یی که حال او را خوب می کند و ترا.