خانه ی همسایه ی ما زنگ ندارد

خانه ی همسایه ی ما زنگ ندارد /همسایه ی ما به سگش غذا نمی دهد و سگش تا صبح پارس می کند/ "آقای بزرگی" به مادرش گفته بود که سگ باید پارس کند و نباید به همسایه ی پاکستانی برای صدای سگش اعتراض کنیم /پدرم آدم مردم دار و صلح طلبی است و او هم اعتراض نمی کند/ فقط هر شب برای سگ همسایه از بالکن اتاقش استخوان پرت میکند و گاهی همسایه ی دیگرمان که مثل من از صدای سگ خواب ندارد/ از نردبان بالا می رود و از روی دیوار با سطل در ظرف حیوان آب می ریزد . به تازگی همسایه ی پاکستانی یمان که همکاری پدرم و همسایه ی دیگرمان را در نگهداری از سگش دیده!!! دو عدد غاز هم خریده و من شبها با صدای سگ به خواب می روم و صبح ها با صدای غاز ها از خواب بیدار می شوم مگر نمی دانید که ما در ده زندگی می کنیم .
مادرم مثل کوکب خانم کتاب فارسی پنیر و ماست درست می کند اما با شیر یارانه ای /ما مرغی هم نداریم که برایمان تخم بگذارد در عوض سوپر مارکت دهمان تخم مرغ سرشار از اومگا سه دارد.
من به مادرم پیشنهاد کردم که یک گاو بخریم و در بالکن نگهش داریم من شنیده ام که گاوها ظهرها "ماما "می کنند /من نمی دانم اگر از بالکن تپاله ی گاومان بر سر "آقای بزرگی" بیفتد باز هم خواهد گفت که گاو باید تپاله تولید کند یا نه؟
این بود انشای من  
۲۷ساله از مهرشهر 

/ 5 نظر / 7 بازدید
شازده

قلعه حیوانات نبود؟!! [گاوچران]

amir

اگه یه شب استخوان اهدایی پدرت آغشته بسم سگکش باشه، چی میشه؟

سلامت

کودک عزیز ذهن خلاقی داری ، هر موقعه صدای سگ و غاز رو میشنوی خوشحال باش که هنوز شقایق هست .

محمد

این یه قسمت خیلی کوچیک از فریاد طبیعت وحشیه در برابر بی نظمیها و بی عدالتیهای اشرف مخلوقات[خنثی]

مهدیس خانوم

هاهاهاهاهاهاها انشات معرکه بود کودک عزیز و خیلی هم عمیق کلی خندیدیم ولی خیلی ظریف به حقایق اشاره کردی ممنون که بهم سر میزنی این روزا سرم شلوغ بود.. معذرت میخوام... قول میدم زود به زود بیام دیدنت